';

چرا استراتژی محتوا باید در خدمت اهداف برند باشد؟

چرا استراتژی محتوا باید در خدمت اهداف برند باشد؟

اجازه دهید با هم به یک سفر برویم. سفری به زمان گذشته، حوالی سال 2004. بنظر می رسد مرور به آن روزها کار ساده ای است. زمانی که فیسبوک با مقدار کمی اطلاعات و محتویات محدودی که در اختیار داشت در دوره شکل گیری خود بود و بیشتر، ابزاری جهت به نمایش گذاشتن زندگی افراد شمرده می شد.

از آن زمان بود که اگر پخش موزیکی را به خاطر نمی آوردید می توانستید به روی کارایی آرشیو موجود در اینترنت حساب باز کنید. با مراجعه به آن می توانید به موزیک مورد نظر دسترسی پیدا کرده و با پخش شدن آن، به خواسته خود دست یابید. چنین فرایندی هم سرگرم کننده و هم شگفت انگیز است. اما آنچه در این میان برای فعالان حوزه بازاریابی برندها کمبود به حساب می آمد، نبود چنین فضایی بود که بتوان در آن به گردآوری و حفظ مطالب پرداخت.

بازاریابان، نیاز به یک پل ارتباطی قویتر میان خود و مشتریان را به منظور جذب هرچه بیشتر آنها احساس کردند و این به معنای برخورداری از یک فضای خصوصی بود که دیگر متعلق به دیگران نبوده و مانع و واسطه ای میان آنها و مشتریانشان برقرار نباشد. صاحبان برند می بایست به سرعت شبکه های مربوط به بازاریابی دیجیتال خود را راه اندازی کرده و از آن به عنوان مجراهایی جهت رسیدن به اهداف خود بهره می بردند.

پیشنهاد برای مطالعه: استراتژی های موثر در بازاریابی آنلاین

بازاریابی دیجیتال مرزها را از میان بر می دارد

در توصیف اینکه چرا هدف مورد نظر یک برند در دنیای کسب و کار می بایست شرحی از استراتژی محتوا در آن باشد، شاید بهتر است با پرداختن به این موضوع آغاز کنیم که چرا این روزها صاحبان برندها هدف گذاری های بزرگ و گسترده را دنبال می کنند؟ چرا در حال حاضر مصرف کنندگان سعی دارند تا صاحبان کسب و کار را در زمینه فعالیت های مربوطه  علاقه مند سازند و آنها را به داد و ستد با خود ترغیب می کنند؟

همه چیز با از میان برداشته شدن مرزهای میان فروشندگان و خریداران آغاز شد. پیدایش رسانه های اجتماعی و دیگر شبکه های بازاریابی دیجیتال که کارایی قابل توجهی دارند مانند گوگل، ایمیل و …، این امکان را در اختیار افراد قرار می دهند که دسترسی به برند ها برایشان بسیار آسان تر از قبل شود. اطلاعاتی که در دست خواهند داشت فراتر از آنچه بطور سطحی و محدود در تبلیغات مجلات، بیلبوردها، پیام های بازرگانی تلوزیون و نظیر این ها در اختیارشان بود، است. ارتباط نزدیک با افراد در این روزها از طریق شبکه هایی که روابط دو طرفه مستقیم را امکان پذیر کرده اند، میسر شده است.

دریچه ها گشوده شدند. پست های حمایت کننده در کنار  پیام های دوستانه و خانوادگی قرار گرفتند و فضای موجود برای نظرات و پیشنهادات، به محیطی جهت روابط انسانی مورد نیاز برندها تبدیل شد. به جهت مشارکت مردم و صاحبان کسب و کار و بهبود روابط میان آنها، شبکه های اجتماعی گسترده شدند. می توان گفت که برقراری پل ارتباطی با مشتریان، دیگر یک ضرورت به شمار می آید. بر این اساس، مصرف کنندگان و مشتریان به حد قابل ملاحظه ای می توانند در جریان اطلاعات مورد نیاز خود قرار گیرند و محتوای تولیدی شما می بایست جامع بوده و بدون کم و کاست در این باره ارائه شود.

امروزه چنین فرآیندی از ارتباط انسانی در کسب و کار و در فضای شدید رقابتی بازارهای تجاری، معنا و تعبیر تازه ای به سطح توقعات و پاسخگویی به درخواست های مصرف کنندگان و مشتریان بخشیده است. در کنار قدرتی که در تاثیر گذاری به روی چرخش مالی کسب و کارها بدست آورده اند و افزایش گزینه های انتخابی مناسب برایشان، در حال حاضر قادرند درخواست های خود را مستقیما بیان کرده و با صاحبان کسب و کارها به تبادل نظر بپردازند. در این میان چنانچه نتوانید هدف نهایی از ارائه کالا و خدمات برند خود را با ارزش گنجانده شده در استراتژی محتوا برند خود که حاوی پیام مربوط به فعالیت برند شماست همسو کنید، خود را در معرض انبوهی از سوالات، نظرات و هرنوع بررسی موشکافانه قرار خواهید داد.

استراتژی برای بازاریابی محتوامحتوای برند، بازاریابی محتوا

هدف مربوط به یک برند می تواند به اشکال زیادی از طریق فعالیت های دیجیتال مارکتینگ ارائه شود. اما زمانی که به شکل محتوا در دسترس قرار می گیرد، رویکرد هایی با مفاهیم گوناگون از آن استنباط می شود. آنچه در قالب محتوای مربوط به برند ارائه می شود در برگیرنده مطالبی است که سرمایه برند محسوب شده و می تواند مبلغ خوبی برای برند شمرده شود. بازاریابی از طریق استراتژی محتوا، بیشتر شامل مواردی جهت جذب و حفظ مصرف کنندگان و مشتریان با استفاده از محتوای گرد آوری شده ایست که بر مبنای علایق آنها در ارتباط با کالا و خدمات برند مورد نظر شکل می گیرد.

هر سمت از این طیف حاوی هدف نهفته در برند است. تفاوت در میزان دقت و چارچوب زمانی در نظر گرفته شده تا زمان رسیدن به موفقیت است. به واسطه محتوایی که برند شما را توصیف می کند در زمان مناسب می توانید توجه مصرف کنندگان را به خود جلب کرده و پیش از آنکه آنها گمراه شوند چشمانشان را به حقیقت کسب و کار خود باز کنید. در بازاریابی به وسیله استراتژی محتوا، به اشتراک گذاری بازاریابی دیجیتال، بیشتر از مواردی شکل گرفته و مسایلی را در بر می گیرد که اعتماد و صداقت شما را به مشتریان نشان دهد تا اینکه بخواهد برند را به طور چشمگیری در معرض دید افراد قرار دهد.

چرا هدفی که برای برند خود در نظر گرفته اید می بایست توصیفی از محتوای استراتژی بکار گرفته شده  باشد؟

هدف از یک برند نباید هیچ نکته مبهمی برای بازاریابان به جا گذارد. در واقع چشم اندازی وسیع در اختیار ما قرار می دهد تا به شناخت بیشتری از خود دست یابیم. در جایگاهی که هستیم متوجه خواسته ها، ترس ها و امید و آروزهایمان شویم. این دست از احساسات هستند که ما را به سوی جلو رانده و به انتخاب هایمان جهت می بخشند. این مطلب در مورد برندی هم که به واسطه عرضه کالای خود رشد یافته و با تکیه بر استراتژی محتوایش فروش فوق العاده ای دارد صدق می کند.

چنانچه تمایل دارید افراد به آنچه از طریق استراتژی مربوط به بازاریابی دیجیتال خود ارائه می کنید متصل شده و مصرف کننده کالا و خدمات شما شوند، این فرصت را می بایست در اختیار آنها قرار دهید که خود و اهدافشان را در آنچه تقدیمشان می کنید، مشاهده کنند. اگر مشتاق هستید که به سمت برند سازی دیجیتال بر مبنای روابط انسانی حرکت کنید می توانید به صورت رایگان با مشاوران ویداستدیو در ارتباط باشید.

دیدگاه‌ها
اشتراک گذاری
وید استودیو

پاسخ دهید